رضوا

عرفان


رضوارضوا
وحیمدیریت
عقلدرباره ما
عشقتماس با ما


فلسفه



عرفان
سخن روز : 


موضوعات: گشت و گذار, نوشته هاي شخصي
نوشته شده در یکشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۲ | نویسنده سيد علي موسوي

نقد مقاله « آیا روزه دار می تواند آب بنوشد ؟ »

نقد مقاله « آیه روزه دار می تواند آب بنوشد ؟ »

بسم الله الرحمن الرحیم

قبلا در مطلب مختصری « فتوای جدید آیت الله بیات زنجانی و چند نکته » نکاتی را در نقد مخالفت های انجام شده با فتوای مذکور بیان کردم.

مدتی بعد سایت شخصی حضرت آیت الله مکارم شیرازی مقاله ای منتشر کرد به نام « آیا روزه دار می تواند آب بنوشد ؟ » از جناب حجت ‌الاسلام والمسلمین آقاى علیان‌ نژادى عضو هیئت علمى استفتائات حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى ( دامت برکاته ) .

اصولا آنچه در بحث علمی ارزش دارد ، پاسخ علمی و منطقی است نه مخالفت های تند و برچسب زدن های بی مورد. لذا جا داشت از همان ابتداء و به جای مخالفت های تند ، این مقاله منتشر می شد.

آنچه در ادامه می خوانید، اشکالات و انتقاداتی است که به نظر اینجانب به این مقاله وارد است.

اشکال اول :

جناب آقای علیان نژاد در بخشی از این مقاله گفته اند :

« روایات متعددى در باب ۱۵، از ابواب من یصح منه الصوم از کتاب وسائل الشیعه آمده است که بیمار عطش را اجازه شرب آب و افطار روزه و جبران آن به وسیله کفاره مى‌دهد.

اکنون این سؤال مطرح است جایى که چنین بیمارى که مجاز به نوشیدن آب است روزه‌اش باطل مى‌شود و باید کفاره بدهد کسى که این بیمارى را ندارد و در فشار شدید عطش قرار گرفته چگونه مى‌تواند آب بنوشد و روزه‌اش صحیح باشد اگر بنابر تسهیل باشد آن بیمار به طریق اولى باید مجاز به حفظ روزه باشد. (دقت بفرمائید) »

اولا : « بیمار عطش » روایت و حکم خاص خود را دارد و « کسی که در فشار شدید عطش قرار گرفته » نیز روایتی جداگانه و خاص خود را دارد. بنابر این اولویت در چنین مواردی معنا ندارد.

ثانیا: بر فرض اینکه « کسی که در فشار شدید عطش قرار گرفته » روایت و حکم خاص هم نداشته باشد. باز هم قیاس آن به نحو اولویت با « بیمار عطش » صحیح نیست. چرا که هر کدام از این دو گروه شرائط خاص خود را دارند. کسی که بیماری عطش ندارد چه بسا با چند قطره آب از ضرر حتمی نجات یابد بر خلاف بیمار عطش که نمی تواند از آب دور بماند و باید مدام آب بنوشد.

ایشان در نکته ی سوم مقاله نیز با بیانی دیگر بر همین اولویت تاکید کرده و حکم « بیمار عطش » را به طریق اولی بر « کسی که در فشار شدید عطش قرار گرفته » منطبق می داند.

اشکال دوم:

ایشان در مورد دو روایتی که آیت الله بیات زنجانی [۱]به آن استناد کرده اند ، گفته است :

« این دو روایت بر فرض دلالت و صحت سند معرض عنهاى اصحاب است یعنى کسى از فقهاى عامه و خاصه مطابق آن فتوا نداده و مى‌دانیم طبق قاعده اصولى معروف و مقبول و مشهور فقها هر روایتى که «همه فقها» یا «مشهور آنها» طبق آن فتوا نداده‌اند از درجه اعتبار ساقط است و نمى‌توان به آن استدلال کرد.»

در مورد « اعراض مشهور یا همه ی فقهاء » دو بحث وجود دارد:

–        بحث اول : آیا اعراض آنها از اصل روایت بوده است ؟ ( یعنی اساسا روایت را غیر معتبر دانسته و هیچ گاه به آن استناد نکرده اند ؟ )

–        بحث دوم: یا نه اعراض آنها از برداشتی خاص از مدلول روایت بوده است ؟

بحث اول:

اگر اعراض فقها از اصل روایت باشد ، بحث عدم اعتبار روایت مطرح می شود اما قطعا کسی نمی تواند ادعا کند که همه ی فقهاء یا مشهور آنان این دو روایت را اساسا غیر معتبر دانسته و از آن ها اعراض کرده اند.

به عنوان نمونه به چند تن از فقها و محدثین که به این دو روایت استناد کرده اند اشاره می شود:

شیخ صدوق رحمه الله :

ایشان در کتاب « من لا یحضره الفقیه » روایت عمار را آورده و در مقدمه فرموده اند:

« مقصود من در این کتاب، جمع همه ی روایات نبود . بلکه روایاتی را آورده ام که به آن ها فتوا داده و حکم به صحتشان می دهم و معتقدم که این روایات حجت بین من و خدایم هستند. همچنین تمام روایت های این کتاب را از کتب قابل اعتماد و مرجع استخراج کرده ام.»[۲]

محقق حلی رحمه الله در « المعتبر فی شرح المختصر ».[۳]

علامه حلی رحمه الله در « منتهی المطلب »[۴] و « تذکره ».[۵]

شهید اول رحمه الله در « دروس ».[۶]

جمال الدین حلی رحمه الله در « المهذب البارع ».[۷]

موسوی عاملی رحمه الله در « مدارک الأحکام ».[۸]

مجلسی اول رحمه الله در « روضه المتقین »[۹] و « لوامع »[۱۰] .

یوسف بحرانی رحمه الله در « الحدائق الناظره ».[۱۱]

بنابر این خدشه ای به روایات مذکور از جهت اعراض فقهاء وارد نمی شود چرا نه تنها اعراض کل ، بلکه اعراض مشهور هم وجود ندارد. لذا اگر اعراضی باشد ، اعراض از اصل روایت نیست بلکه « اعراض از مدلولی خاص » است.

بحث دوم:

آیا اعراض فقهاء از مدلولی خاص ، مدلول محتمل دیگر را بی اعتبار می کند ؟

به بیان ساده :

فرض کنیم از یک روایت دو معنای متفاوت قابل فهم است اما همه ی فقهاء معنای اول را درنظر گرفته و به معنای دوم هیچ اعتنائی نکردند. در این صورت آیا می توانیم بگوئیم کسی حق ندارم به معنای دوم تمسک کند ؟

قطعا پاسخ منفی است. چون بر فرض « اعراض کل فقهاء » از یک مدلول ، اگر مانعی از جهت لغت و موارد دیگر نباشد ، معنای دوم همچنان محتمل است.

در اینجا یک سؤال باقی می ماند :

فهم فقهاء از روایت عمار چه بوده است ؟

سه معنای متفاوت از روایت عمار توسط فقهاء برداشت شده است و بنابراین فقهاء از این جهت سه گروه می شوند:

  1. عده ای از فقهاء روایت عمار را راجع به « ذو العطاش ( بیمار عطش ) » دانسته و به علت نوشیدن آب ، قضاء را واجب می دانند. ( در مورد کفاره اختلاف است ) . مانند علامه حلی در منتهی ، صاحب مدارک و بحرانی رحمهم الله [۱۲] و بسیاری دیگر از فقهاء .
  2. عده ای روایت را راجع به « کسی که در فشار شدید عطش قرار گرفته » دانسته ، نه « ذو العطاش » و به علت نوشیدن آب روزه را باطل می دانند اما در مورد وجوب قضاء اختلاف نظر دارند. – مانند مجلسی اول[۱۳] ، مجلسی دوم [۱۴]، ملا احمد نراقی[۱۵] ، محقق خوئی [۱۶] ، میرزا محمد تقی آملی[۱۷] ، آیت الله شیخ جواد تبریزی[۱۸] ، شیخ جعفر سبحانی [۱۹] ، آیت الله فاضل لنکرانی[۲۰] . علامه ی حلی در تذکره این برداشت را مطرح کرده و قضاء را واجب نمی داند.[۲۱]
  3. عده ی بسیار کمی مانند گروه دوم روایت را راجع به « کسی که در فشار شدید عطش قرار گرفته » دانسته ، نه « ذو العطاش » اما به علت نوشیدن آب روزه را باطل نمی دانند. در نتیجه قضاء و کفاره را نیز منتفی می دانند.  شهید اول در دروس در مورد روایت عمار می گوید:

« این روایت دلالت بر بقاء روزه و عدم وجوب قضاء می کند . همانطور که علامه اختیار کرده است.»[۲۲]

اشکال سوم:

ایشان در ادامه ی اشکال به روایات مذکور گفته اند:

« در روایت اول «عُطاش» آمده که مربوط به بیماران تشنگى است بنابراین از بحث ما خارج است و این‌که گفته مى‌شود در کتاب کافى «عطاش» و در کتاب «من لایحضره» به جاى آن «عطش» آمده نتیجه‌اى ندارد، زیرا هنگام اختلاف نسخ روایت، روایت کافى مقدم است زیرا مضبوط‌تر و معتبرتر است. (و به فرض که کار به ابهام و اجمال برسد باز از درجه اعتبار ساقط است .»

اولا: نیازی به مقایسه ی نسخ کافی و الفقیه نیست. چرا که قرائن موجود در روایت مقصود را کاملا روشن کرده است.

مرحوم آیت الله خوئی در این باره می فرماید:

« اگر مقصود روایت « ذو العطاش » بود اکتفاء به مقدار ضرورت ( یشرب بقدر ما یمسک رمقه ) معنا نداشت. »[۲۳]

مرحوم شیخ جواد تبریزی هم در این باره می گوید:

« به قرینه ی نهی « لا یشرب حتی یروی ( تا حد سیراب شدن ننوشد ) » یصیبه العطش صحیح است . چون بیمار عطش ( ذو العطاش ) سیراب نمی شود.»[۲۴]

ثانیا :

بسیاری از فقهائی که مقصود روایت را غیر ذو العطاش می دانند در بالا ذکر شد. و این معنا مشهور بین فقهاست.

اشکال چهارم:

ایشان در پایان گفته اند:

« کجاى این تعبیر دلالت دارد که روزه آنها صحیح است و اگر سخنى از قضاى روزه در آن ( روایت عمار ) به میان نیامده به دلیل آن بوده است که در نظر همه مسلم بوده با نوشیدن آب هر چند از باب ضرورت روزه به هر حال باطل مى‌شود و قضا دارد.»

باید گفت کجای این تعبیر دلالت دارد که روزه ی آن ها باطل است ؟

دلیلی ندارد بیان روایت را با این توجیه که « در نظر همه مسلم بوده » تأویل برده و با پیش فرض ذهنی خود آن را معنا کنیم.

 سخن آخر :

مطالبی که مطرح شد صِرفا نقد ادله ای بود که در مقاله ی مذکور مطرح شد. اما استدلال کامل و مفصل برای اثبات فتوای حضرت آیت الله بیات زنجانی توسط خود ایشان در سایت شخصی شان منتشر شده است.

 



[۱]. من لا یحضره الفقیه ج‏۲ ۱۳۳ : رَوَى عَمَّارُ بْنُ مُوسَى عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی الرَّجُلِ یُصِیبُهُ‏ الْعَطَشُ‏ حَتَّى یَخَافَ عَلَى نَفْسِهِ قَالَ یَشْرَبُ بِقَدْرِ مَا یُمْسِکُ رَمَقَهُ وَ لَا یَشْرَبُ حَتَّى یَرْوَى. « از امام در مورد شخصی که عطش بر او غلبه کرده به گونه ای که خوف ضرر وجود دارد سوال کردند . ایشان فرمودند: به اندازه ای آب بخورد که رمقی برایش بماند و در حد سیراب شدن نخورد. »

وسائل الشیعه، ج‏۱۰، ص: ۲۱۵ : عن ابی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ لَنَا فَتَیَاتٍ وَ شُبَّاناً لَا یَقْدِرُونَ عَلَى الصِّیَامِ مِنْ شِدَّهِ مَا یُصِیبُهُمْ مِنَ الْعَطَشِ قَالَ فَلْیَشْرَبُوا بِقَدْرِ مَا تَرْوَى بِهِ نُفُوسُهُمْ وَ مَا یَحْذَرُونَ. « از امام سوال کردند: دختران و پسران جوانی هستند که از شدت تشنگی نمی توانند روزه بگیرند. امام فرمود: پس به اندازه ای که جانشان سالم بماند بنوشند.»

[۲]. من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏۱ ؛ ص۲٫

[۳]. المعتبر فی شرح المختصر؛ ج‌۲، ص: ۷۱۸ .

[۴]. منتهى المطلب فی تحقیق المذهب؛ ج‌۹، ص: ۴۱۱٫

[۵]. تذکره الفقهاء (ط – الحدیثه)؛ ج‌۶، ص: ۲۱۵ .

[۶]. الدروس الشرعیه فی فقه الإمامیه؛ ج‌۱، ص: ۲۷۶٫

[۷]. المهذب البارع فی شرح المختصر النافع؛ ج‌۲، ص: ۸۹ .

[۸]. مدارک الأحکام فی شرح عبادات شرائع الإسلام؛ ج‌۶، ص: ۲۹۸ .

[۹]. روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه؛ ج‌۳، ص: ۳۷۲ .

[۱۰]. لوامع صاحبقرانى؛ ج‌۶، ص: ۴۷۲ .

[۱۱]. الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره؛ ج‌۱۳، ص: ۴۲۶ .

[۱۲]. منبع در پاورقی های گذشته ذکر شد.

[۱۳]. منبع ذکر شد .

[۱۴]. مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول؛ ج‌۱۶، ص: ۳۰۴ .

[۱۵]. مستند الشیعه فی أحکام الشریعه؛ ج‌۱۰، ص: ۳۸۶ .

[۱۶]. المستند فی شرح العروه الوثقى؛ الصوم‌۲، ص: ۵۲ .

[۱۷]. مصباح الهدى فی شرح العروه الوثقى؛ ج‌۸، ص: ۱۴۱ .

[۱۸]. تنقیح مبانی العروه – کتاب الصوم؛ ص: ۷۹ .

[۱۹]. الصوم فی الشریعه الإسلامیه الغراء؛ ج‌۲، ص: ۵۲ .

[۲۰]. تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله – الصوم و الاعتکاف؛ ص: ۱۹۸ .

[۲۱]. تذکره الفقهاء (ط – الحدیثه)؛ ج‌۶، ص: ۲۱۵ .

[۲۲]. الدروس الشرعیه فی فقه الإمامیه؛ ج‌۱، ص: ۲۷۶ .

[۲۳]. المستند فی شرح العروه الوثقى، الصوم‌۲، ص: ۵۳‌ .

[۲۴]. تنقیح مبانی العروه – کتاب الصوم؛ ص: ۷۹ .

سید علی موسوی

در نقل مطالب دیگران امانت دار خوبی هستیم . ولی بیشتر سعیمون بر تولید مطالب جدیده که خدارو شکر تا حالا موفق هم بودیم. لطفا نقد کنید 🙂 یا علی

More Posts - Website

Follow Me:
TwitterFacebookGoogle Plus



برچسب: ,
| بدون دیدگاه

عقل
عرفانبازگشت به بالاي سايت             وحی پرينت صفحه




رضوا | اخبار | درباره رضوا | تماس با رضوا | رضوا در فيس بوك | رضوا در گوگل پلاس آخرين بروزرساني سايت   جمعه, ۱ خرداد ۱۳۹۴



Powered By Wordpress - Designer: RezaOnline.net
بهینه سازی سایت : سئو