رضوا

عرفان


رضوارضوا
وحیمدیریت
عقلدرباره ما
عشقتماس با ما


فلسفه



عرفان
سخن روز : 


موضوعات: بهائيت, عقـائد
نوشته شده در پنج شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۱ | نویسنده سجاد حائري نيا

اثبات جرم جاسوسی

جناب عبدالبهاء رای ماندگاری و دوام دولت عثمانی (ظاهرا از صمیم و سویدای دل) دعا کرده است. اما از حوادثی که بعدها رخ داد و آیات و الواحی که نازل شد، برمی آید که آن دعاها و درخواست های عاجزانه، کاملا ساختگی و دروغ بوده است. به این دلیل که در پی تصرف فلسطین به دست قوای انگلیس، چنین می خوانیم:
«ارض اقدس، قلب و مرکز مقدس امر الهی در نتیجه مخاصمات [دشمنی ها] و محاربات [جنگ های] مذکوره (جنگ جهانی اول) که به الغاء [نابودی] سلطه و نفوذ حکومت ترک منتهی گردید، آزاد شد و تضییقات [سخت گیری ها] و شدائدی [سختی هایی] که سنین متمادی [سال های پیاپی] شارع اعظم و مرکز میثاق اتم [عبدالبهاء] را به اصعب وجه [سخت ترین صورت] احاطه نموده بود، مرتفع گردید و امر الله از یوغ اسارت آن قوم رهایی حاصل نمود.»
اگر عبدالبهاء به راستی سنین متمادی، دچار سخت گیرهای دولت عثمانی بود، چرا برای بقای دولت عثمانی دعا و از خداوند ماندگاری و توانمندی آن دولت را درخواست می کند و مدعی می شود که: و یمتد ظل حمایتها علی رؤس الأحباء. سایه ی حمایت حکومت عثمانی بر سر بهائیان گسترده است.
و اگر بنا به فرمایش ایشان و دعایی که نقل کردیم، دولت عثمانی را حکومتی الهی و خلافت محمدی می داند، این ابراز خوش حالی از شکست آن دولت، توسط نوه ی ایشان، از چه روست و این بیانات خصمانه چه معنا دارد؟ به ادامه ی آن چه شوقی افندی در قرن بدیع آورده است، توجه فرمایید:
«فرمانده کل قوای ترک جمال پاشای غدار و سفاک [پیمان شکن و ستم گر و خون ریز]عدو صائل [دشمن حمله ور] و خصم لدود [دشمن لجوج] شریعه ی الله، نظر به تلقینات و تحریکات مغرضین و سوء ظن شدید که نسبت به امر الهی حاصل نموده بود، به مخالفت بی منتهی برخاست و به انعدام [نابودی] کلمه الله مصمم گردید. حتی صریحا اظهار داشت که چون از دفع دشمنان خارج فراغت یابد به تصفیه امور داخل اقدام و در اولین قدم حضرت عبدالبهاء را علی ملأ الأشهاد مصلوب [اعدام] و روضه مبارکه را منهدم و با خاک یکسان خواهد نمود.»
 عبدالبهاء تا آخر عمر در سرزمین فلسطین به عنوان یک مسلمان نماز جماعت خوان و حتی امام جماعت، شناخته می شد. به هیچ روی چنان نبوده که ایشان عنوانی که بهائیان برای حضرتش قائل بوده و هستند، داشته باشد. چنان نبوده که بهائیت به عنوان یک شریعت، آن هم در قلمرو حکومت عثمانی، مطرح باشد که جمال پاشا بخواهد با آن مخالفت کند. اینک جای این پرسش از جناب شوقی افندی خالی است که مگر در آن زمان و توسط عبدالبهاء، بهائیت به عنوان یک دین در سرزمین فلسطین مطرح بوده که جمال پاشای ستمگر و خون ریز به مخالفت با دین خدا برخیزد. علت دشمنی جمال پاشا با عبدالبهاء آن بوده که جمال پاشا ایشان را جاسوس و عامل بیگانه می دانست.


برچسب: , , , ,
| بدون دیدگاه

عقل
عرفانبازگشت به بالاي سايت             وحی پرينت صفحه




رضوا | اخبار | درباره رضوا | تماس با رضوا | رضوا در فيس بوك | رضوا در گوگل پلاس آخرين بروزرساني سايت   جمعه, ۱ خرداد ۱۳۹۴



Powered By Wordpress - Designer: RezaOnline.net
بهینه سازی سایت : سئو