رضوا

عرفان


رضوارضوا
وحیمدیریت
عقلدرباره ما
عشقتماس با ما


فلسفه



عرفان
سخن روز : 


موضوعات: عـرفـان و اخـلاق, عرفان نظري
نوشته شده در پنج شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ | نویسنده دکتر حسن اردشيري لاجيمي

معرفت نفس از منظر امیرالمؤمنین(ع)

 بسم الله الرحمن الرحیم

در حریم کوثر علوی(ع)

درس دوم:

معرفت نفس از منظر امیرالمؤمنین(ع)[۱]

با توجه به این که طریقۀ عرفای بزرگوار اسلامی در سیر و سلوک بر مبنای معرفت نفس بوده است ما در اینجا سعی بر این خواهیم نمود که بطور مختصر به آن بپردازیم:

«یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ اَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ اِذَا اهْتَدَیْتُمْ »(۱)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید، بر شما باد رعایت نفس خودتان، چه آنان که گمراه شده‏اند، گمراهی‏شان به شما ضرر نمی‏رساند، اگر شما خود راه را از دست ندهید.

لفظ «علیکم» در اینجا اسم فعل است، و در فارسی به معنای «برشما باد» و کلمۀ «انفسکم» مفعول آن است، و خود معلوم است که گمراهی و هدایت (که دو معنای متقابلند) معنایی هستند که در سلوک طریق محقق می‏شوند، و در غیر آن معنا ندارند، کسی که همواره مراقب است از وسط جاده حرکت کند به نقطه‏ای که جاده به آن منتهی می‏شود، می‏رسد. و آن نقطه همان غایت مطلوبی است که هر انسان سالکی غرضش رسیدن به آن است، چنین کسی را می‏گویند هدایت شده و بر عکس اگر در این راه سهل‏انگاری کند، و از وسط جاده به این طرف و آن طرف متمایل شود، بتدریج گمراه شده و نتیجه مطلوب از او فوت می‏شود، چنین کسی را گمراه شده می‏گویند.

پس در حقیقت آیۀ شریفه برای انسان راهی و هدفی فرض کرده که هر کس بسوی آن هدف حرکت می‏کند، و چنین فرض کرده که بعضی کمال مراقبت را در گم نشدن و راه را از دست ندان بکار برده و به هدف می‏رسند و بعضی دیگر از راه منحرف شده و گمراه می‏گردند.

و از اینکه با جملۀ «عَلَیْکُمْ اَنْفُسَکُمْ» مؤمنین را امر به پرداختن به نفس خود نموده، به خوبی فهمیده می‏شود که راهی که به سلوک آن امر فرموده همان نفس مؤمن است، زیرا وقتی گفته می‏شود: زنهار راه را گم مکن، معنایش نگهداری خود راه است نه جدا نشدن از راهروان، پس در اینجا هم که می‏فرماید: زنهار که نفسهایتان را از دست دهید، معلوم می‏شود نفس‏ها همان راه هستند، نه راهرو.

پس اگر فرمود: بر شما باد نفس‏تان، مقصود این است که شما ملازمت کنید نفس خود را از جهت اینکه نفس شما راه هدایت شما است، نه از جهت اینکه نفس یکی از رهروان راه هدایت است، به عبارت دیگر اگر خدای تعالی مؤمنین را در مقام تحریک به حفظ راه هدایت امر  می‏کند به ملازمت نفس خود، معلوم می‏شود نفس مؤمن همان طریقی است که باید آن را سلوک نماید، بنابراین نفس مؤمن طریق و خط سیری است که منتهی به پروردگار می‏شود، نفس مؤمن راه هدایت او است. راهی است که او را به سعادتش می‏رساند.

و در آیه ۲۰ سورۀ حشر نیز می‏فرماید:

«هان ای کسانی که ایمان آورده‏اید! بپرهیزید از عذاب خدا، و باید که هر کسی در انتظار پاداشی باشد که خدا برای فردای خود پیش فرستاده و بپرهیزید از عذاب خدا، به درستی خداوند با خبر است از آنچه که می‏کنید. و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند به کیفر این فراموشیشان نفس‏شان را از یادشان برد، ایشان همانا فاسقند، یکسان نیستند اهل آتش و اهل بهشت، چون اهل بهشت همانا رستگارانند.»

در این آیه دستور می‏دهد که نفس را زیر نظر گرفته و اعمال صالح او را که سرمایه و توشۀ فردای اوست (و بهترین توشه تقوا است) تحت مراقبت قرار دهند، زیرا برای نفس امروز و فردایی است و نفس هرآنی در حرکت و در طی مسافت است، و منتهای سیرش خدای سبحان است، چون نزد او است حسن ثواب یعنی بهشت را دارد.

بنابراین بر انسان لازم است که این راه را ادامه داده و همواره به یاد خدای خود باشد و لحظه‏ای فراموشش نکند؛ چون خدای سبحان غایت و هدف است، و انسان عاقل هدف را از یاد نمی‏برد، زیرا می‏داند که فراموش کردن هدف باعث از یاد بردن راه است.

روی این حساب اگر کسی خدای خود را فراموش کند خود را هم فراموش کرده و در نتیجه برای روز واپسین خود زاد و توشه‏ای که مایه زندگیش باشد نیندوخته است، و این همان هلاکت است.

رسول الله (صلی الله علیه و آله) هم در روایتی که شیعه و سنی آن را نقل کرده‏اند، فرموده: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ؛ یعنی: هر که خود را شناخت خدای خود را شناخته» و این معنا نکته‏ای است که دقت زیاد و تدبر تمام آن را ثابت می‏کند، و به اعتبار نزدیک است، زیرا انسان در مسیر زندگیش اگر چه به هر نقطه‏ای امتداد داشته باشد هیچ همّی جز خیر و سعادت زندگی خویش ندارد.

پس طبق آیات؛ طریق انسان به سوی خداوند همان نفس انسان است، زیرا جز خود انسان چیز دیگری نیست که طریق انسان باشد، خود او است که دارای تطوراتی گوناگون و درجات و مراحلی است مختلف، روزی جنین ، روزی کودک، زمانی جوان و زمانی پیر می‏شود و پس از آن در عالم بزرخ ادامۀ حیات می‏دهد، و روزی در قیامت و پس از آن در بهشت و یا در برزخ بسر می‏برد.

انسان وقتی مشغول مطالعه و سیر در آیات نفس خود شود و ببیند چگونه به پروردگار خویش احتیاج دارد و چطور در تمامی اطوار و همه شئون زندگیش نیازمندیهایی دارد، آنگاه به حقیقت عجیبی بر می‏خورد؛ چون می‏بیند نفسش وابسته و مربوط به عظمت و کبریا و خلاصه وجود و حیات و علم و قدرت و شنوایی و بینایی و اراده و محبت دیگری است، و جمیع صفات و افعال نفسش قطره‏ایست از دریایی بیکران و خوشه‏ای است از خرمنی بی‏پایان، مخزنی که دربها و روشنی و جمال و جلال و کمال وجود و حیات و قدرت و سایر کمالات غیر متناهی است.(۲)

معرفت نفس ناطقه انسانی قطب قاطبۀ معارف ذوقیه، و محور جمیع مسائل علوم عقلیه و نقلیه، و اساس همه خیرات و سعادات است. و بیان مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام: مَعْرِفَهُ النَّفسِ اَنْفَعُ الْمَعارف.

معرفت نفس همان روان شناسی و خودشناسی است که اقرب طرق به ماورای طبیعت، و صراط مستقیم خداشناسی است.

انسان بزرگترین جدول بحر وجود، و جامع‏ترین دفتر غیب و شهود، و کاملترین مظهر واجب‏الوجود است.

این جدول اگر درست تصفیه و لای‏روبی شود مجرای آب حیات و مجلای ذات و صفات می‏گردد.

این دفتر شایستگی لوح محفوظ شدن کلمات نوریه شجون حقائق اسماء و شئون رقائق ظلیّه آنها را داراست.

دفتر حق است‏ دل‏ به‏ حق‏ بنگارش    نیست رواپرنقوش باطله باشد

سیر انفسی غایت آن معرفت شهودی است که لم اعبد ربا لم اره، و سیر آفاقی نهایت آن معرفت فکری که اولئک ینادون من مکان بعید انسان کاری مهمتر از خودسازی ندارد و آن مبتنی بر خودشناسی است.(۳)

منابع:

۱٫ مائده / آیه ۱۰۵

۲٫ المیزان/ علامه طباطبایی(ره)، ج۶، صص۲۳۸و۲۳۹و۲۴۳و۲۴۴و۲۵۳

۳٫ دروس معرفت نفس/ علامه استاد حسن‏زادهآملی،ج۱، مقدمۀ مخطوط



برچسب: , ,
| بدون دیدگاه

عقل
عرفانبازگشت به بالاي سايت             وحی پرينت صفحه




رضوا | اخبار | درباره رضوا | تماس با رضوا | رضوا در فيس بوك | رضوا در گوگل پلاس آخرين بروزرساني سايت   جمعه, ۱ خرداد ۱۳۹۴



Powered By Wordpress - Designer: RezaOnline.net
بهینه سازی سایت : سئو