رضوا

عرفان


رضوارضوا
وحیمدیریت
عقلدرباره ما
عشقتماس با ما


فلسفه



عرفان
سخن روز : 


موضوعات: فلسفه, فلسفه اسلامي
نوشته شده در پنج شنبه, ۲۴ فروردین ۱۳۹۱ | نویسنده دکتر حسن اردشيري لاجيمي

و ما ادراک ما ملاصدرا…

بسم الله الرحمن الرحیم

و ما ادراک ما ملاصدرا…

در روزهایی که مصادف با روز تولد حکیم متألّه صدرالدین محمد شیرازی(ره) است، گفتارهایی انتشار یافت که نمود عملکرد ضعیف ما در عرصۀ ترویج و تحقیقات تازه در گسترۀ حکمت صدرایی بود، هر چند که ناقد جاهل، کوس رسوایی نادانی خویش را می سرایند!

صدرالمتألهین (ره) [۱۰۵۰-۹۷۹]،حکیم متأله و عارف ناموری است که هم در «سداد برهان» از دیگران گوی سبقت ربود، و هم در «شدت شهود» از پیشینیان، که بین «حصول» و «حضور» جمع کرده اند، وا نمانده است، و هم سمت والای امامت در «حکمت متعالیه» را نسبت به متأخران خود تاکنون حفظ نموده است.[۱]

عظمت وجودی این حکیم شیعی، پرورش یافته در مکتب اهل بیت علیهم السلام بدان حدی است که حضرت امام(ره) که خود پرورش یافته حکمت صدرایی است، در معرفی اسلام حقیقی به رئیس جمهوری وقت اتحاد جماهیر شوروی سابق، از کلام و نام ایشان استفاده می کنند.

بارها در درس های امام(ره) شنیده شده بود که حضرت معصومه(س) را امثال ملاصدرا(ره) می شناسند، و ما ادراک المعصومه(س) و بعد می فرمودند: که و ما ادراک ما ملاصدرا.

اگر انقلاب ما را برآمده از حوزۀ علمیه و تلاش فراوان و بی قیاس روحانیت و پیروی هوشمندانۀ مردم گرامی و عزیزمان از رهبری عالمانۀ فقیه ، فیلسوف و عارفی صدرایی بدانیم. که البته این گونه است.

اثری بس شگرف برای تمدن سازی و شکوفایی دوبارۀ مکتب اسلام با تلاش حکیمان صدرایی  متصور خواهد شد.

حکیم صدرا المتألهین(ره)، که به فرمایش نورانی استاد فرزانۀ مان علامه حسن زادۀ آملی؛ خداوند ملاصدرا(ره) را بر اساس قاعدۀ لطف به جهان اسلام عطاء نموده است.

او که با جعل حکمت صدرایی، فرصتی دوباره برای رشد عقلانی و تعالی عرفانی در بستر قرآن مجید، ارائه نموده و پویایی اسلام به روایت معصومین علیهم السلام را به رخ کشانده است.

پس اگر تنها ثمرۀ حکمت صدرایی را پرورش مردانی تمدن آفرین چون امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی(ره) و شهید مطهری(ره) و … بدانیم. باید آن حکمت و مکتب را گوهر آفرین و معجزۀ قرون اخیر اسلام بدانیم.

در انتها، کلام خود حکیم ملاصدرا(ره) را نقل می کنیم که؛ در جواب ظاهربینانی که با اندک آشنایی با ظواهر علوم و شرع خود را در ردیف محقق و متکلم و تئوریسین و نظریه پرداز دانسته و سنگ راه ارباب حقیقت می گردند، می نویسد:

«بعضی از دانشمندنمایان پر شر و فساد، و متکلمان خارج از منطق صواب و حساب و بیرون از دایرۀ سداد و رشاد، و متشرعان بری از شرع بندگی و انقیاد و منحرف از مسلک اعتقاد به مبدأ و معاد، افسار تقلید در سرافکنده، نهی درویشان شعار خود کرده اند.

ای عزیز دانشمند و ای متکلم خود پسند تا کی و تا چند خال وحشت بر رخسار الفت نهی، و خاک کدورت بر دیدار وفا از سر کلفت پاشی و در مقام رد و سرزنش و جفا با اهل صفا و اصحاب وفا باشی، و لباس تلبیس و ریا و قبای حیله و دغا درپوشی و جام غرور از دست دیو رعنا بنوشی، و در ابزار و ترویج باطل، و تقبیح دانا و تحسین جاهل بکوشی….

بلی تو همیشه به جهت دواعی نفس ضلال پیشه و وساوس وهم محال اندیشه، در آن شیوه و اندیشه می باشی که طریقۀ هواپرستی بطلان نپذیرد و احکام اباحت لذات و استحسان تمتعات حیوانی و انسراح در مرعای دنیا و مشتهیات طبیعت و هوا منسوخ نگردد.»[۲]


۱-آیت الله جوادی آملی،آوای توحید ، شرح نامه امام خمینی(ره) به گورباچف،ص۷۰

۲-ملاصدرا،رساله سه اصل،ص۲۳و۲۴



برچسب: , ,
| ۱۳ دیدگاه
  1. پيمان گفت:

    امام صادق یا امام باقر علیهم السلام فرموده اند : کل ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل . حالا ملاصدرا و محی الدین و فلاسفه صمدی آملی و حسن زاده آملی و جوادی آملی و سقراط و بقراط و افلاتون و نیچه و …..هرچه دلشان میخواهد بگن.

  2. بنده خدا گفت:

    حضرت آیت الله شیرازی:تبرئه یزید و شمر از مصادیق بدعت بلکه کفر است
    http://adyannews.com/110/10894-news.html

    • دوست عزیز
      قبلا هم توضیح دادیم که صحبت های فرد مذکور در مورد شمر و یزید ملعون هیچ ارتباطی به ملاصدرا نداره.
      حد اقل یک درصد احتمال خلاف در مورد این نظرتون بدین .

      • بنده خدا گفت:

        برادر عزیز-جناب موسوی
        سلام
        قبلا هم عرض کردم ، این جناب صمدی آملی با استناد به فلسفه صدرایی و فرمایشات جناب حسن زاده آملی این اراذل و اوباش رو راهی بهشت کرده .
        ضمنا اگر برایتان امکان پذیر است نظرات جناب آقای حسن زاده آملی در باب هیئت بطلمیوسی ، خرق افلاک و مرکزیت زمین در منظومه شمسی را جویا شوید . شاید متوجه عرض بنده بشوید .
        ضمنا نکته مهم تر از این همه ، این که خود ملا صدرا در آخر عمر از افکار فلسفی اش اظهار پشیمانی کرده .
        ملاصدرا در مقدمه اسفار از این که عمری را در راه فراگیری آرای فلسفه پردازان عقل گرای و متکلمان جدل پیشه گذرانده است اظهار پشیمانی می کند و آن را گناهی بزرگ می شمرد که از جهت آن طلب آمرزش می کند. (ملاصدرا، اسفار، ص۱۱) وی پس از بیان عقیده ی خود درباره ی فلسفه پردازان عقل گرای و متکلمان جدل پیشه می گوید:
        زمام عمر خود را به خدای منان وا می گذاریم و به پیروی از فرمان خدا به آنچه از رسول خدا به ما رسیده است، ایمان می آوریم. و در مقام تحلیل عقلی بر نمی آییم، بلکه از هدایت او پیروی می کنیم و از او به آنچه فرمان داده است فرمان می بریم و از آنچه ما را باز داشته است خود را باز می داریم همان گونه که حق تعالی فرموده است: «ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» (ملاصدرا، اسفار، ص۱۱و۱۲)
        یا علی

        • حسن اردشيري لاجيمي گفت:

          بسم الله الرحمن الرحیم

          پس از عرض سلام خدمت دوست گرامی؛
          ۱) در مورد نظر قبلی حضرت عالی، عرض شود که بنده بر اساس سخنان جناب صمدی آملی و یعنی منبع استدلال شما، توضیح داده ام که با رجوع دوبارۀ به آن و مطالعۀ آنها متوجه خواهید شد که به هیچ وجه اندیشه های حکیم الهی ملاصدرا(ره) و استاد علامه حسن زادۀ آملی منتج به بهشت رفتن اشقیایی چون فلانی نخواهد شد. البته که دربارۀ تطهیر اشقیایی چون یزید و شمر و ابن ملجم و… که از معصومین علیهم السلام به تفصیل مطالبی در معذب بودن و دخول و آتش و لعن و نفرینشان صادر گردیده است. هر کس و با هر وجاهت علمی که باشد، مقبول نبوده و مردود است.
          حال اینکه سخنران مذکور در خطابۀ خویش چگونه به چنین نتیجه ای رسیده اند، داستان دیگری دارد، که البته آنهایی که با روش آقای صمدی آشنایند، می دانند که نظرات وی ربطی به دیگران ندارد، و اختصاص به خودشان دارد.
          ۲) در بارۀ برخی از نظرات استاد علامه حسن زادۀ آملی هم در باب هیئت بطلمیوسی و مرکزیت زمین در منظومۀ شمسی و … نیز باید به محضر مبارک حضرت عالی عرض شود که؛ ما در ستاره شناسی، دو مبنا در مطالعات نجومی و هیوی داریم.
          الف)مبنایی برای کیهان شناسی و مطالعه در بارۀ ستارگان و سحابی و …
          ب) مبنایی برای نگارش تقویم و مطالعاتی از این دست.
          باهمۀ پیشرفت هایی که در اخترفیزیک و کیهان شناسی و نجوم شاهد بوده ایم، در فن مطالعات هیوی و بخصوص نگارش تقویم و صور فلکی هنوز آنچه حجت است روش و مبنای بطلمیوسی و مرکزیت دادن زمین در منظومۀ شمسی است. و این مطلب اختصاص به استاد ندارد و شما می توانید با گذری بر کتبی که امروزه مراکز تقویم نگاری در ایران و یا خارج تألیف می شوند، اطلاع پیدا نمائید.[ رک:استاد علامه حسن زادۀ آملی، کتاب دو جلدی دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی و هر اثری که در این رابطه نوشته شده باشد.]
          ۳) در بارۀ مطلب آخری که در مورد ملاصدرا(ره) بیان نمودی؛ یعنی پشیمان شدن وی از مطالعه در حوزۀ فلسفه، نیز باید عرض شود که آن فلسفه ایی که جناب آخوند از مطالعۀ آن اظهار پشیمانی نموده اند، فلسفه و حکمت اسلامی یا حکمت متعالیه و اسفار اربعه نیست بلکه فلسفه بحثی و فلسفه مصطلح مشحون از بحث و جدل است که می توان نمایندۀ آن را افرادی چون امام المشککین فخر رازی است که نهایت استفادۀ فلسفه خود را تشحیض ذهن طلاب فلسفه می داند و بس.
          هر حکیمی جای مرحوم آخوند(ره) باشد از این فلسفه ابراز پشیمانی می نمایند.
          در نتیجه حکیم الهی ملاصدرا(ره) از حکمت متعالیه و متونی چون اسفاراربعه اظهار پشیمانی نکرده اند به چند علت:
          الف)با توجه به اینکه این حکیم بزرگوار مطلب شاهد را در ابتدای اسفار ذکر می نماید، می بایستی، بر اساس اظهار پشیمانی ادامه نمی دادند و در نتیجه دیگر اسفاری تالیف نمی شد.
          حال که این امر واقع نشد یا اسفار و حکمت متعالیه آن فلسفۀ مصطلح نمی باشد. که این گونه است. و یا آنکه کتاب شریف و نورانی اسفار در امر حکمت متعالیه تالیف نشده است، که البته ام الکتاب ملاصدرا(ره) و منبع اصلی فلسفه و حکمت اسلامی مشهور به حکمت متعالیه است.
          ب)غیر از جواب «الف»، باید عرض نمود که شاید بگوئید، ملاصدرا مقدمه را که به رسم معهود در ابتدای تالیف کتاب ننوشته اند و بلکه پس از اتمام آن ، به نگارش مقدمه پرداخته است.
          با این وجود، که البته اشکال سستی است. چرا پس از تالیف کتاب اسفار در کهک قم[ خود مرحوم آخوند(ره) در مقدمه به مناسبتی از اقامت در دیار قم ذکری به میان می آورند (علامه حسن زادۀ آملی، شرح فارسی اسفار،ج۱،ص۵۹) و همچنین در تذکره ها و حاشیۀ اسفار در بحث اتحاد عاقل و معقول به نقل از آخوند نوشته اند که این مسئله با توجهات حضرت معصومه(س) تبیین گردیده است.(استاد علامه حسن زادۀ آملی،دروس اتحاد عاقل به معقول،ص۱۰۸) و به استناد برخی از تذکره تا انتهای بخش اول اسفار در کهک نوشته شده است (رساله سه اصل،تصحیح دکتر تصر،ص۹) در نتیجه مطالب مورد استدلال شده درکهک تالیف شده است.] و دعوت حکیم به شیراز، در مدرسی که به آن بزرگوار اختصاص داده شد، به تدریس فلسفۀ خویش پرداخت[دکتر نصر، رساله سه اصل،ص۹] و در واقع اولین شارح و مدرس حکمت متعالیه باز خود حکیم ملاصدرا(ره) است.
          نتبجه آن می شود که آن فلسفه ایی که حکیم ملاصدرا(ره) از آن دوری جسته و اظهار پشیمانی کرده است مطالعه در آثار فیلسوفانی چون فخر رازی است. نه حکمت متعالیه که بر اساس اسفر اربعه تالیف شده است، که برای تکامل و تعالی انسان سالک در راه تقرب الهی ابداع و تبین گردیده است.

          • بنده خدا گفت:

            سلام
            فرموده اید :
            ” باهمۀ پیشرفت هایی که در اخترفیزیک و کیهان شناسی و نجوم شاهد بوده ایم، در فن مطالعات هیوی و بخصوص نگارش تقویم و صور فلکی هنوز آنچه حجت است روش و مبنای بطلمیوسی و مرکزیت دادن زمین در منظومۀ شمسی است. و این مطلب اختصاص به استاد ندارد و شما می توانید با گذری بر کتبی که امروزه مراکز تقویم نگاری در ایران و یا خارج تألیف می شوند، اطلاع پیدا نمائید. ”

            حرفی برای گفتن نمی ماند . احتمالا این دست کتابهای علمی !!!!! که زمین را مرکز عالم میدانند نیز تالیف استاد حسن زاده آملی است .

            احتمالا اعتقاد ایشان در باب عدم خرق افلاک هم از نظر علمی ثابت شده و ما هنوز در جهل به سر میبریم . دوست گرامی این استاد علامه شما رفتن انسان به فضا و پرتاب موشکهای خارج از جو و … را دروغ میداند و معتقد است خرق افلاک امکان پذیر نیست .
            احتمالا فردا باید منتظر کتابهای علمی باشیم که در آنها این اعتقادات استاد ثابت شده .
            برادر ! سال ۲۰۱۲ است . بیدار شو . به فکر جواب به من نباش . سعی کن وجدانت رو قانع کنی .
            یا علی

          • بنده خدا گفت:

            سلام
            فرموده اید :
            “باید عرض شود که آن فلسفه ایی که جناب آخوند از مطالعۀ آن اظهار پشیمانی نموده اند، فلسفه و حکمت اسلامی یا حکمت متعالیه و اسفار اربعه نیست بلکه فلسفه بحثی و فلسفه مصطلح مشحون از بحث و جدل است که می توان نمایندۀ آن را افرادی چون امام المشککین فخر رازی است که نهایت استفادۀ فلسفه خود را تشحیض ذهن طلاب فلسفه می داند و بس.”

            دوست عزیز
            برای من خیلی جالب است بدانم این نتیجه گیری حضرت عالی از کجای متن ملاصدرا در آمد . این نیز توجیهی است که طرفداران فلسفه صدرایی می تراشند تا او را تبرئه کنند .

            یا علی

  3. بنده خدا گفت:

    آقای صمدی آملی: یزید و قاتلان امام حسین (علیه السلام) هم به بهشت می روند!
    این هم لینکش :
    http://www.ebnearabi.com/wp-content/uploads/2012/03/samdiamoli-shemr.mp3
    حالا ادراک ما ملاصدرا ؟؟؟؟؟
    اگه وجدان داری نمایشش بده .

    • دوست عزیز
      ما مسئول گفته های دیگران نیستیم. و گفته ی آقای صمدی آملی چه ارتباطی به ملاصدرا داره؟؟؟
      ضمن اینکه ما که نگفتیم ملا صدرا معصومه !!!

      • بنده خدا گفت:

        سلام
        برادر عزیز ایکاش اول به لینک مراجعه می کردی . فایل سخنرانی رو گوش می کردی و بعد متوجه می شدی این جناب صمدی آملی با استناد به فلسفه صدرایی و فرمایشات جناب حسن زاده آملی این اراذل و اوباش رو راهی بهشت کرده .
        یا علی

        • خیلی از افراد هستند با استناد به آیات قرآن ، هزار جور حرف های کفر آمیز می زنند. ( مثل همین وهابیت و بسیاری از فرقه های اسلامی که عقائد شرک آمیز دارند و … )
          این دلیل می شه که قرآن نعوذ بالله کتابی کفر آمیزه؟
          استناد به فلسفه ی صدرائی برای اثبات حرف های خود ، دلیل بر نقص ملاصدرا است؟
          هر جوابی به استناد نادرست وهابی ها و امثال اونها به قرآن بدی همون رو به استناد آقای صمدی بدهید.

        • حسن اردشيري لاجيمي گفت:

          با سلام
          در مورد سخنان آقای صمدی آملی، مسئول پاسخ گویی بنده و یا دیگران نیستیم.
          اما در مورد ملاصدرا(ره) و استاد علامه حسن زادۀ آملی، باید عرض شود که طبق کلام خود آقای صمدی:
          «…یک فرمایش هم آقا [ آقای حسن زاده] دارند که آن تشکیک در ماهیت هم راه دارد؛ آن هم خیلی رمز عجیبی است؛ تشکیک در ماهیت را آقا همانند تشکیک در وجود پذیرفته اند و می فرمایند: اعتقاد من این است! بله ما به خاطر همین یک جمله ایشان که می فرمایند: اعتقاد من این است که همانجور که وجود تشکیکی است، ماهیت هم تشکیکی است؛ مرحوم جناب صدرالمتالهین در اسفار تقریبا می خواهند تشکیک در ماهیت را بپذیرند، اما آقا اصلا می فرمایند: اعتقاد من این است! همین چیز عجیبی شده که به نظر من اگر- فکر می کنم- حضرت آقا تا به حال هیچ مطلب نویی نداشته بودند جز همین یک مطلب کافی است؛ این خیلی حرف است! خیلی حرف است! این همه عرفا در طول تاریخ آمده اند این مطلب را هنوز نتوانسته اند تثبیتش کنند که عین ثابت را می شود[تغییر دارد]؛ هیچکدام از این بزرگواران از این مرحله و از این گردنه در نرفته اند و آقا از این گردنه هم در رفت؛ خیلی حرف است در اینجا؛ حالا من دارم همینطور یک چیزی میگویم؛ هم شما به عمق قضیه توجه ندارید، هم خود من آنطوری که باید باشد، به عمق قضیه اطلاع نداریم که این چه است؛ آن وقت اگر این قضیه باشد، اگر این یک قضیه که الآن فعلا اگرش را می گوییم، تا آدم برهانش را پیاده کند، بعد بگوییم: آقا! اگر دیگر نه؛ حتما هست؛»
          این کل مطلبی بود که آقای صمدی از استاد علامه حسن زادۀ آملی و ملاصدرا(ره) در سخنرانی خود بیان کرد، ما بقی همه از اجتهادات خودشان است. و ربطی به دو عالم فرزانه مذکور ندارد.
          سخن از تشکیک در وجود و زمینه سازی برای تشکیک در ماهیت بود که از ابداعات ملا صدرا(ره) و تبیین تشکیک در ماهیت از فرمایشات علامه حسن زادۀ آملی می باشد.
          حال آقای صمدی از تشکیک در ماهیت چگونه به بهشت رفتن یزید و دیگران رسید، بماند. امّا این کلمات، حتی بوی بهشت را استشمام نمودن یزید و دیگران را، نمی رساند.
          در مورد اینکه آیا می شود عین ثابت را نیز تغییر دارد یا خیر، نیز! جای حرف دارد، یعنی بر اساس فرمایشات خود حضرت علامه نمی توان این مطلب را به راحتی به ایشان نسبت دارد.؟
          بطور کلی آقای صمدی از این دست کلمات زیاد دارند که اختصاص به خودشان دارد و به راحتی نمی توان به حضرت علامه حسن زادۀ آملی نسبت دارد.

    • ali گفت:

      حرف بدی نیست
      اگه میتونی جواب بده نه اینکه فقط یه تیکه از صحبت یه نفر روبه عنوان ردش بیاری !!!!!
      با این بنده خدام

عقل
عرفانبازگشت به بالاي سايت             وحی پرينت صفحه




رضوا | اخبار | درباره رضوا | تماس با رضوا | رضوا در فيس بوك | رضوا در گوگل پلاس آخرين بروزرساني سايت   جمعه, ۱ خرداد ۱۳۹۴



Powered By Wordpress - Designer: RezaOnline.net
بهینه سازی سایت : سئو