رضوا

عرفان


رضوارضوا
وحیمدیریت
عقلدرباره ما
عشقتماس با ما


فلسفه



عرفان
سخن روز : 


موضوعات: عرفان عملي, عـرفـان و اخـلاق
نوشته شده در سه شنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۰ | نویسنده دکتر حسن اردشيري لاجيمي

سلوک عاشورایی[۵]

 بسم الله الرحمن الرحیم

سلوک عاشورایی

قسمت پنجم: عبادت عارفان(۴)

حال که دانستیم عبادت زاهدان و عبادت عابدان به فرمایش نورانی حضرت امام حسین(ع) عبادت تجار و بندگان ، به به بیان دیگر باید هر دو نوع از آن عبادات را نوعی معامله دانست که آن بزرگواران بخاطر رسیدن به بهشت و عطایای آن سختیها و ریاضت ها را تحمل می نمایند. که البته به واسطۀ آنکه خداوند آن وعده ها را داده اند، این بزرگواران نیز به مطلوبشان می رسند.

عبادت احرار(یا عارفان)

اما در مرتبه سوم امام حسین نوعی دیگر از عبادت را بیان می کنند که رسیدن به آن مقام با همۀ سختیهایش لذتی بی حساب برای سالکان کوی دوست به ارمغان می آورد که قابل توصیف نیست. این لذت مناجات و اقامۀ نماز است که امام حسین(ع) از دشمنان مهلت یک شبه می خواهد تا در آن شب به نماز و تهجد و قرائت قرآن بپردازد.

امام (ع) در بیان عبادت عارفان می فرمایند:

«وَ اِنَّ قَوماً عَبَدُوا الله شُکراً فَتِلکَ عِبادَهُ الأَحرارِ، وَ هِیَ اَفضَلُ العِبادَهِ»[۱]

و همانا مردمی خدا را از روی شکر و سپاش عبادت می کنند، که این عبادت آزادگان است و این نوع پرستش والاترین نوع عبادت است.

حال باید دانست که آیا عارفان اهل زهد و بندگی و تهجد و عبادات نیستند؟ حقیقت آن است که عارف حقیقی در تمام دوران سلوک خویش از طریق شریعت و بقولی از همان حدود ی که فقیه برایش معین می کند خارج نمی گردد، بلکه تمام اعمالش در همان بستر شکل می گیرد.

آری، زهد و عبادت نزد عارف، نوعی ریاضت است که در پرتو آن می خواهد پراکندگی و اضطراب و تشویش خواطر را از خود دور سازد و نفی کند[۲] تا غوغا در سرش نباشد و الاّ در صورت آشفتگی و اضطراب ، غضب چیزی می خواهد و شهوت چیزی، اگر یکی استقلال داشته باشد، دیگر سلطان عقل نمی تواند بر اریکۀ عزّت خود قرار بگیرد. او باید در وهلۀ اول آنها را مطیع خود سازد تا معارض و مخالفی نداشته باشد و مطمئن و آسوده خاطر گردد، آنگاه به سوی اصل خود رهسپار شود.

پس لازم است او آنها را در اثر عادت دادن، از امور فریبا و گول زننده منصرف سازد و به سوی حق متوجّه نماید و سرّ باطن استجلا یابد، و هر چه صفای باطن بیشتر باشد ، افاضات در خواب و بیداری زلالتر است.[۳]

نقش مراقبه در تمثّلات

استاد علامه حسن زاده آملی فرمودند که؛ مرحوم علامه طباطبایی فرمایشی داشتند که خیلی شیرین است، ایشان فرمود: هر روز که مراقبتم قویتر است، شب تمثّلات من زلال تر است. من از این فرمایش علامه خیلی لذّت بردم که تمثّلات زلالتر است. واردات پاکتر است. خواب هم همین طور است و برای همین است که یک وقت برای انسان مراقب برقی می درخشد، خوابی می بیند و خوابش را برای دیگران حکایت می کند و آدم می بیند در میان  این حرفها، برقی، جرقه ایی، اختری درخشیده است و همۀ قوا را در برگرفته است: واهمه، متخیله، دستگاه هاضمه و غیره، همۀ چیزها را تمثّل داده است.]

غرض عارفان آزاده از عبادت

همانطوری ذکر گردید؛ هر یک از زاهدان و عابدان بزرگوار به جهت مطلوبی در پی انجام عباداتشان هستند، حال آن که عارفان آزاده نه دنیا می خواهد و نه بهشت و مافیها…

شخص عارف، ذات حق را برای خود ذات حق می خواهد نه برای چیز دیگر، و هیچ چیزی را بر معرفت حق ترجیح نمی دهد، و اختیار نمی کند، اینها کسانی اند که جز خدا هیچ چیز نمی خواهد، که اگر عارف را مخیر بکنند، و از او بپرسند که دوستی ما را می خواهی یا همۀ بهشت و فردوس را، او فقط خدا را می خواهد. اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرین تر است. حتی خود عرفان را نمی خواهد.

زیرا که اگر به بیان شیخ در اشارات ، اگر سالک عرفان را بخاطر عرفان بخواهد، قائل به ثانی شده است و محجوب از واقع است که« العلمُ حِجابُ اللهِ الاکبر» وجه معنایش این است که اگر علم را برای علم بخواهد، در واقع او را از آن که باید بخواهد بازداشته است. عارف در تمام شئون و احوال خود وقف حق است و فقط او را می خواهد و با او محشور است.

قال رسول الله(ص):«الدُّنیا حَرام عَلی اَهل الآخِره وَ الآخره حَرام عَلی اَهلِ الدُّنیا وَ الدُّنیا وَ الآخِره حَرام عَلی اَهل الله»[۵]

یعنی ، رسول الله فرمودند: دنیا بر اهل آخرت حرام است و آخرت بر اهل دنیا حرام است و دنیا و آخرت بر اهل الله حرام است.

                     دو   عالم  را  به  یک  بار  از  دل تنگ

                                                              به  در  کردیم   تا   جای   تو   باشد.

و بزرگواری گفته است:

                   دنیا  و  آخرت   به   نگاهی     فروختیم

                                                     سودا چنان خوش است که یک جا کند کسی

یعنی، تعبّد و عبادت عارف فقط برای حق است.

چرا چنین است؟ برای این که حق سبحانه شایسته برای عبادت است، باید او را پرستش کرد، همانطور که در حدیث شریف قره العین عارفان، جناب سیّد الاوصیاء، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است:«ما عَبَدتُکَ طَمَعاً لِجَنَّتِکَ وَ لا خَوفَاً مِن نارِکَ بَل وَجَدتُکَ اَهلاً لِذلک»[۶] ما باید بندگی کنیم ، چون تو مستحق و شایسته و سزاوار برای پرستش هستی، همین و بس! اما این که در پرستش بگوئیم این را بده، آن را بده، یا چه می خواهم و چه جور ، اینها کار زاهد و عابد است. عارف کامل فقط عبادت می کند، چون او را شایستۀ پرستش یافته است.

عارف متاله صدرالدین دزفولی در این باره گوید:

      الهی زاهد از تو حور می خواهد، قصورش بین

                                                              به جنت می گریزد از درت یارب شعورش بین

به حال در پایان باید گفت که: اگر عبادت به خاطر رغبت به بهشت و ترس از جهنم باشد، دیگر او عارف به شمار نمی آید و عبادتش عبادت احرار نخواهد بود. اینان در مناجات عاشقانه فرمایشاتی دارند، مثلاً جناب سید سجاد صلوات الله علیه عرض می کند: الهی اگر مرا به جهنّم ببری، من در میان جهنّم فریاد می کشم که تو محبوب منی و من مُحبّ تو هستم و تو را دوست دارم. این مقام، مقام تمکین محض و عبودیّت صرف و تسلیم محض و بندگی خالص است.

اگر عبادت برای طمع و مثل به بهشت باشد، معنایش این است که خدا را واسطۀ قرار داده ای و به او می گویی من تو را می پرستم که مرا به بهشت برسانی و از آتش جهنّم برهانی؛ پس او را واسطه برای خواستۀ دیگرت قرار دادی، لذا آن خواسته مطلوب توست و حق سبحانه مطلوب تو نیست.[۷]

                                  چرا زاهد اندر هوای بهشت است

                                                                        چرا بیخبر از بهشت آفرین است

و آخر آنکه:

  هر آنکسی که در این حلقه نیست زنده بعشق

                                                                بر   او  چو  مرده  بفتوای  من  نماز  کنید.

و ضمن مناجات رابعه چنین آمده است که گفت: «خداوندا! اگر تو را از خوف دوزخ می پرستم ، در دوزخم بسوز، و اگر به امید بهشت می پرستم، بر من حرام گردان، و اگر از برای تو تو را می پرستم، جمال باقی از من دریغ مدار.»  [آمین]


۱-علامه مجلسی،بحارالانوار، ج۷۸، ص ۱۱۷،ح۵

۲-خوجه نصیر الدین طوسی،شرح اشارات و التنبیهات،تصحیح علامه حسن زاده آملی،ج۲،ص۱۰۳۱

۳-علامه حسن زاده آملی، شرح فارسی مقامات العارفین، ص ۶۶

۴-همان،ص۶۷

۵-سیوطی، جامع الصغیر،ج۲،ص ۱۶ و شیخ بهایی، کشکول، ص ۲۶۸، ط نجم الدوله

۶-سید بن طاووس،جمال الاسبوع،ص۱۶۲

۷-رک:علامه حسن زاده آملی ،شرح فارسی مقامات العارفین،ص۱۰۱ و۱۰۲



برچسب: , , ,
| بدون دیدگاه

عقل
عرفانبازگشت به بالاي سايت             وحی پرينت صفحه




رضوا | اخبار | درباره رضوا | تماس با رضوا | رضوا در فيس بوك | رضوا در گوگل پلاس آخرين بروزرساني سايت   جمعه, ۱ خرداد ۱۳۹۴



Powered By Wordpress - Designer: RezaOnline.net
بهینه سازی سایت : سئو